نگذر از این دلدادگی
سرنوشت عشق تلخ ***** نيمه شب آواره و بي حس و حال در سرم سوداي جامي بي زوال پرسه اي آغاز كرديم در خيال دل به ياد آورد ايام وصال از جدايي يك دو سالي مي گذشت يك دو سال از عمررفت و بر نگشت دل به ياد آورد اول بار را خاطرات اولين ديدار را آن نظر بازي آن اسرار را آن دو چشم مست آهو وار را همچو رازي مبهم و سر بسته بود چون من از تكرار او هم خسته بود آمد و هم آشيان شد با من او همنشين و هم زبان شد با من او خسته جان بودم كه جان شد با من او ناتوان بود و توان شد با من او دامنش شد خوابگاه خستگي اينچنين آغاز شد دلبستگي واي از آن شب زنده داري تا سحر واي از آن عمري كه با او شد بسر مست او بودم ز دنيا بي خبر دم به دم اين عشق مي شد بيشتر آمد و در خلوتم دمساز شد گفتگوها بين ما آغاز شد ***** گفتمش در عشق پا بر جاست دل گر گشايي چشم دل زيباست دل گر تو زورق بان شوي درياست دل بي تو شام بي فرداست دل دل ز عشق روي تو حيران شده در پي عشق تو سر گردان شده گفت در عشقت وفادارم بدان من تو را بس دوست مي دارم بدان شوق وصلت را بسر دارم بدان چون تويي مخمور خمارم بدان با تو شادي مي شود غم هاي من با تو زيبا مي شود فرداي من گفتمش عشقت به دل افزون شده دل ز جادوي رخت افسون شده جز تو هر يادي به دل مدفون شده عالم از زيباييت مجنون شده بر لبم بگذاشت لب يعني خموش طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش در سرم جز عشق او سودا نبود بهر كس جز او در اين دل جا نبود ديده جز بر روي او بينا نبود همچو عشق من هيچ گل زيبا نبود خوبي او شهره ي آفاق بود در نجابت در نكويي طاق بود ***** روزگار اما وفا با ما نداشت طاقت خوشبختي ما را نداشت پيش پاي عشق ما سنگي گذاشت بي گمان از مرگ ما پروا نداشت آخر اين قصه هجران بود و بس حسرت و رنج فراوان بود و بس يار ما را از جدايي غم نبود در غمش مجنون و عاشق كم نبود بر سر پيمان خود محكم نبود سهم من از عشق جز ماتم نبود با من ديوانه پيمان ساده بست ساده هم آن عهد و پيمان را شكست بي خبر پيمان ياري را گسست اين خبر ناگاه پشتم را شكست آن كبوتر عاقبت از بند رست رفت و با دلدار ديگر عهد بست با كه گويم او كه هم خون من است خصم جان و تشنه ي خون من است بخت بد بين وصل او قسمت نشد اين گدا مشمول آن رحمت نشد آن طلا حاصل به اين قيمت نشد ***** عاشقان را خوشدلي تقدير نيست با چنين تقدير بد تدبير نيست از غمش با دود و دم همدم شدم باده نوش غصه ي او من شدم مست و مخمور و خراب از غم شدم ذره ذره آب گشتم كم شدم آخر آتش زد دل ديوانه را سوخت بي پروا پر پروانه را عشق من از من گذشتي خوش گذر بعد از اين حتي تو اسمم را نبر خاطراتم را تو بيرون كن ز سر ديشب از كف رفت فردا را نگر آخر اين يكبار از من بشنو پند بر من و بر روزگارم دل مبند عاشقي را دير فهميدي چه سود عشق ديرين گسسته تار و پود گرچه آب رفته باز آيد به رود ماهي بيچاره اما مرده بود ***** بعد از اين هم آشيانت هر كس است باش با او ياد تو ما را بس است
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 2:17  توسط عاشقانه ها | 

 

بي  وفايي  كن  وفايت  مي كنند

 

با  وفا   باشي  خيانت  مي كنند

 

مهرباني گرچه آيين   خوشيست

 

مهربان باشي  رهايت  مي كنند

 

 

رهايت می كنند

 

 

خدا حافظ برای هميشه

 

 

شاید این تلخ ترین خداحافظی عمرم بود

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 13:17  توسط عاشقانه ها | 

من میرم

********

قسمت نشد ببینمت خدا نگهداری کنم               فرصت نشد بمونم و از تو نگهداری کنم

گفتم اگه ببینمت دل کندنم سخته برام           اگه یه وقت بگی نرو رفتن پر از درده برام

گفتم صداتو نشنوم ندیده هم از پیشت برم       پشت سرم زاری نکن چی کار کنم مسافرم

*****

من میرم ولی باز تو بدون همیشه        یاد تو از خاطر من فراموش نمی شه

گل من خوب می دونی بی تو تک و تـنهام عزیزم        اگه تو نباشی میمیرم

*****

نامه رو تا تهش بخون گریه نکن طاقت بیار    نامه رو خط خطی نکن دو جمله رم دووم بیار

باور نکن یه بی وفام نامه می زارم و میرم           نه قسمت زندگیم اینه به کی بگم مسافرم

سهم من از تو دوریه تو لحظه های بی کسیم        قشنگیه قسمت ماست که ما بهم نمی رسیم

******

من میرم ولی باز تو بدون همیشه        یاد تو از خاطر من فراموش نمی شه

گل من خوب می دونی بی تو تک و تـنهام عزیزم        اگه تو نباشی میمیرم

*****

همیشه زنده می مونند با یادت تو ترانه هام       منو ببخش اگه بازم اشکام چکید رو نامه هام

دیگه تموم شد فرصت ها خاطره هام پیشت باشه      تموم خاطرات خوش خدا نگهدارت باشه

خدا نگهدارت باشه

**********

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 5:3  توسط عاشقانه ها | 

   

    عزیزان در این پست تکس سه ترانه ی معروف الان

    را براتون گذاشتم

   ۱رضا صادقی   وایسا دنیا

   ۲ شادمهر   سبب

   ۳ حمید عسگری    هیشکی مثل من تو رو  . . .

  برای مطالعه  به ادامه ی مطلب مراجعه کنید .

  متشکرم

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 15:0  توسط عاشقانه ها | 
 

كاش این من نبودم ... تقصیر خودم است جواب سخن عاشق

 بی پیشه را با سبدها گل هدیه پاسخ دادم ...

برای هر "ع" سبدها اشک ریختم برای هر " ش " شبها را

ماندم گريستم و برای هر " ق "قصيده هایی سراییدم ،

 كاغذهایی تر ... كاش این من نبودم

کاش . . .
-----------------------------------------

با تشکر از (غریبه آشنا)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 9:12  توسط عاشقانه ها | 

قربون برم خدا ( رضا صادقي )

********

قربون برم خدا رو دنيا چقدر كوچيكه

 مرز ديروز امروز قده يه مو باريكه

چه خنده دار حالت دلم برات مي سوزه

 برگشتي كه چي بشه فكر كردي كه ديروزه

اون روزي كه مي رفتي اشكام چه ريزه ريزه

ببين حالا چه جوري اشكات داره مي ريزه

بي تفاوت مي رفتي پيش تو مي شكستم

 حالا تو مي شكني و بي تفاوت نشستم

اون روزي كه روزت بود روزام و بد گرفتي

 حرفات تو گوش من موند يادت مياد چي گفتي

صداي تق و توق استخونام شنيدي

 اما با طعنه گفتي شتر ديدي نديدي

*******

يادت مياد مي گفتي هر چي كه بود بازي بود

 طفلي دلم كه حتي به بازي هم راضي بود

يادت مياد مي گفتي پير شدي و بريدي

حالا من اينو ميگم كه خيلي دير رسيدي

من از تو ياد گرفتم ساده گذشتن هارو

 يا آخرين كلام و نامه نوشتن هارو

من از تو ياد گرفتم برم به يك بهانه

 اونم بشه سكانس آخر عاشقانه

حالا برو از اينجا برو هر جا تونستي

دور شدي از خيالم تو خودت اينو خواستي

يه روز بهم مي گفتي عشقم خيال و رؤياست

نوبتي هم كه باشه اين دفعه نوبت ماست

**********

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 14:56  توسط عاشقانه ها | 

به من نگو رهسپاري ( سام اسدي )

********

به من نگوكه رهسپاري وقتي كه خونه بي ستونه

 وقتي دقيقه هاي نبضم سر بزنگاه جنونه

به من نگو كه اشتباهم غرور ايثار و شكسته

نگو كه خواب غفلت من تمام پل ها رو شكسته

به من كه حس لال و كورم هواي خونه رو بلد نيست

به من كه بي تو شرح حالم چيزي بجز يه بغض بد نيست

نگو كه دل بريدي از من نگو به من حرفي نداري

 به من كه مردنم گرفته نگو نگو كه رهسپاري

*******

ببين كه خسته و شكسته نمي رسم به صبح فردا

 رو ماسه هاي سرد ساحل يه ماهي ام خيره به دريا

تو رو قسم به آب و آينه نگو به من حرفي نداري

 به من كه مردنم گرفته نگو نگو كه رهسپاري

*******

در سرخ ترين ساعت خورشيد بريده هاي مرا تماشا كن كنار مردن

تماشا كن خانه اي را كه رو به نابوديست و مي ترسد ازمنه بي تو

من بي تو شرمسار ترين افسانه ي نا تمامم بي تو مي پوسم از اين بي سرانجامي

مي بازم به تمام هراس ها از اي كاش ها مي سوزم و از فردا مي ترسم

نگو گفتني ها شنيده شد و فرصت ها تمام من هنوز و هميشه به تو دلخوشم و محتاج

به من نگو نگو كه رهسپاري

*******

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 14:54  توسط عاشقانه ها | 

ميميرم برات

*******

ميميرم برات نمي دونستي ميميرم بي تو بدون چشات

رفتي از برم نمي دونستي كه دلم بسته به ساز صدات

آرزوم كه مي دونستي كه من ميميرم برات ميميرم برات

*******

عاشقم هنوز نمي خواستي كه بموني و بسوزي بسازه دلم

گفتي من ميرم تو مي خواستي بري تا فرداها گل خوشگلم

برو راهي نيست تا فردا ها از آب و گلم از آب و گلم

*******

سفرت بخير اگه ميري از اينجا تك و تنها تا يه شهر دور

تا يه شهر دور برو كه رفتن بدون ما ميرسه به يه دنيا نور

به يه دنيا نور

******

سفرت بخير برو گر شكستي ز من مي توني دوباره بساز

دوباره بساز از دلي شكسته نا اميد و خسته تو باز غرور

تو بازم غرور

*******

نمي خوام بياي نمي خوام ميون تاريكي من تو حروم بشي

نمي خوام ازت نمي خوام مثل يه شمع بسوزي برام تا تموم بشي

برو تا بزرگي مي خوام كه فقط آرزوم بشي آرزوم بشي

**********

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 14:51  توسط عاشقانه ها | 

خانومي

********

خانومي پلك هاتو وا كن خانومي به صبح نگاه كن

به من غريب غمگين خانومي يكم دعا كن

*******

پر زد آفتاب تو هوا خانومي قباش آبي شده

چيكه كرده شمعدوني لُپاش چه سُرخابي شده

خانومي شاخ نبات خانومي يه بُغچه قند

خانومي خدا باهاته ايشالاه بختت بلند

*******

چشماي خيس شمعدوني هوا رو كرده باروني

 تو اين هواي باروني بي مار و ببر به مهموني

كفش و كلاه كن خانومي عشق و صدا كن

 خانومي قلك خالي دل و پر از طلا كن خانومي

پري ناز كوچولو پوست تنت عين هلو

*******

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 14:48  توسط عاشقانه ها | 

 

   آن هنگام كه دلم به درد می آيد و کسی نيست به حرفهایم گوش کند؛

      آن هنگام كه تمام غم های عالم در دلم نشسته است؛

         وقتی احساس می کنم دردمند ترين انسان عالمم و تمام عزيزانم

            با من غريبه می شوند کسی حرمت اشکهای نيمه شبم را حفظ نمی کند.

               وقتی تمام عالم را قفس می بينم؛ بی اختياراز کنار آنهايیکه دوستشان دارم

           بی تفاوت می گذرم در لحظات سکوت و تکيده شب در تنگنای بغض

       فرو خورده درکور سو يک روزنه ی اميد و در انتهای فاصله ها

   تکرار لحظه های گذشته ام را آرزو دارم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 16:53  توسط عاشقانه ها | 

 

    درتاریکی چشمانم را به کرانه های نا پیدای دریا دوخته ام

        در آن دور دستها تاریکی به هم پیوند می خورد موجهای

            کوچک ناآرام سرمست و شاد بهم می پیچند و پیش می آیند

                 صدای برخوردشان با ساحل سکوت را می شکند و باز

                       هم جای خالی حضورت مرا آزار می دهد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 16:53  توسط عاشقانه ها | 

چرا از من گذشتي خيلي ساده

 

***************

 

چرا از من گذشتي خيلي ساده     تو كه دونستي مرد پياده     جووني شو پي عشق تو داده

 

شنيدم گفتي از عاشقي سيرم      نگفتي با خودت يه وقت بميرم     حالا حق دلو از كي بگيرم

 

*******

 

چرا از من گذشتي بي تفاوت     نه انگار عشقي بود نه روزگاري

 

نه پائيزو زمستون نه بهاري     چطور دلت اومد تنهام بزاري

 

***************

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 22:31  توسط عاشقانه ها | 

عاشق كشي  (شاعر : مجيد س)

 

***************

 

زير باروناي نم نم   يه دونه گنجشك عاشق     افتاده تو آب چشمه   ميگذره آروم دقايق

 

قلبه اين پرنده ي ما   تو سينش آرون نداره     آخه معشوقه ي اين مرغ   اسمه اون رو نمياره

 

*******

 

هر چي اين عاشق تنها   با صداش براش ميخونه     نميخواد بشنوه اون مرغ   ميدونم اونم ميدونه

 

با نوك بالهاي خيسش   ميبره اشك رو گونش     نميخواد بره از اونجا   وايساده جلوي لونش

 

*******

 

اون شبه پائيزي انگار   نميخواست اصلا تموم شه     خواب شب براي اون مرغ   با اين كار بايد حروم شه

 

مرغك از شدت سرما   ميلرزيد آروم زير آب     رفته رفته چشماشو بست   ميرفت آروم آروم به خواب

 

*******

 

آره مرغ عاشق ما     از غريبي توي سرما

 

خوابيده بيدار نميشه     روح اون رفته ز دنيا

 

***************

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 22:30  توسط عاشقانه ها | 

شام مهتاب ( داريوش )

 

**********

 

تو اون شام مهتاب  كنارم نشستي     عجب شاخه گل وار به پايم شكستي

 

قلم زد نگاهت به نقش آفريني     كه صورت گري را نبود اين چنيني

 

پريزاد عـشـقـو مه آسا كشيدي     خدا را به شوق تماشا كشيدي

 

*******

 

تو دونستي بودي چه خوش باورم من      شكفتي و گفتي از عشق پرپرم من

 

تا گفتم كي هستي تو گفتي يه بي تاب      تا گفتم دلت كو تو گفتي كه درياب

 

قسم خوردي بر ما كه عاشق تريني      تو يك جمع عاشق   تو صادق تريني

 

همون لحظه ابري رخ ماه و آشفت      به خود گفتم اي واي مبادا دروغ گفت

 

*******

 

گذشت روزگاري از اون لحظه ي ناب     كه معراج دل بود به درگاه مهتاب

 

 در اون در گه عشق چه محتاج نشستم      توهر شام مهتاب به يادت شكستم

 

تو از اين شكستن خبر داري يا نه      هـنوز شور عـشقـو به سر داري يا نه

 

*******

 

هنوزم تو شب هات اگه ماهـو داري       من اون ماهـو دادم به تو يادگاري

 

**********

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 22:29  توسط عاشقانه ها | 

 

آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم

شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم

 تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم

 شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 19:25  توسط عاشقانه ها | 

عجيبه که . . . .

عجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره

 تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه

 تا فرياد نکشي کسي به طرفت بر نمي گرده

 تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد و

 تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 19:21  توسط عاشقانه ها | 

عشق دو حرفی (پنج حرفی ) چاوشی

 

همیشه خسته از روزای برفی      عشق پریشون شده ی دو حرفی (پنج حرفی)

گفته بودم اگه دلت گرفتس     کنج دام جا واسه ی دلت هست

شاید دلت خواست و پاهات نیومد     یا شایدم دلت باهات نیومد

هرچی که بود بزار که گفته باشم     هرجا که هست دلت منم باهاشم

عشق گذشته از پل     دشت پر از گلایل

گم شده ی دو حرفی(پنج حرفی)     خسته ی روز برفی

*******

*******

گفته باشم هنوزم اگه دلت گرفتس     بیا که کنج قلبم جا واسه ی دلت هست

حالا که تقویم من زمستوناش زیاده     تو کوچه های سردش همیشه برف و باده

باید بیای ببینم بهار خنده هاتو     بیا بذار تموم شه روزای برفی با تو

عشق گذشته از پل     دشت پر از گلایل

گم شده ی دو حرفی(پنج حرفی)     خسته ی روز برفی

******* 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 15:27  توسط عاشقانه ها | 

گر بهترين دوستم نيستي ، لااقل بهترين دشمنم باش....

اگر غمخوارم نيستي ، بزرگترين غمم باش.....

 هر چه هستي هميشه بهترين باش ،

 چون بهترين ها هميشه در ياد خواهند ماند


گر بهترين دوستم نيستي


غروب شد...خورشيد رفت. آفتابگردان به دنبال خورشيد ميگشت.

 ستاره چشمک زد. آفتابگردان سرش را پايين انداخت...

گلها هرگزخيالت نمي کنند


خارم اگر از خاري خارم تو مپنداري

دانم که مرا با گل يک جا تو نگه داري

گل را تو به آن گويي که از عشق معطر شد

آن گل که فقط گل بود در حادثه پرپرشد


سوداي تو را دارم من از دل و از جانم گفتند که پيدا شو ديدند

 که پنهانم گفتند که پيدا کن خود را و تو را با هم گفتند

 که پيدا هست در هر نفس آدم پيداست و من پنهان من در تن و

 او در جان يک آن نظري کردم در خود گذري کردم ديدند

 که نه در دوري نزديک تر از نوري در راه عبور از تو من

 اين همه دور از تو يک عمر نينديشم هي


پرسيدم : عشق چيست ؟

 گفت : آتشي است .

 گفتم : مگر آن را ديده اي ؟

 گفت : نه در آن سوخته ام


احساس كردي گناه يك نفر اونقدر بزرگه كه قابل بخشش نيست ؟، 

بدون كه اون گناه بزرگ نيست اين قلب توئه كه خيلي كوچيكه .


+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 16:5  توسط عاشقانه ها | 

 

از سری داستان های کوتاه عشقی .

این داستان : (یه حس غریب) .

برای مطالعه به ادامه مطلب مراجعه کنید.  


نميدونم چي بگم . يه حس غريبي داشتم .

 توي يه مرتع سبز با بوته هايي با گل هاي زرد كوچيك

 در حال قدم زدن بودم که یهو . . . . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 15:21  توسط عاشقانه ها | 

نگذر از عشق بسادگی

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 16:57  توسط عاشقانه ها | 

 

دوباره دل هوايه با تو بودن كرده

***************

دوباره دل هوايه با تو بودن كرده       نگو اين دل دوری عشقتو باور كرده

دل من خسته از اين دست به دعاها بردن       همه ی آرزوهام با رفتن تو مردن

حالا من يه آرزو دارم تو سينه      كه دوباره چشمه من تورو ببينه

*******

واسه پيدا كردنت تن به دله صحرا ميدم     آخه تو رنگه چشات هيبت دنيا رو ديدم

تويه هفتا آسمون تو تك ستاره ی منی     به خدا ناز دو چشماتو به دنيا نميدم

حالا من يه آرزو دارم تو سينه           كه دوباره چشمه من تورو ببينه

***************

برای دانلود کلیک کنید

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 14:35  توسط عاشقانه ها | 

تو رو به خدا

 اگر گاهی ندانسته به احساس تو خنديدم

و يا از روی خودخواهي فقط خود را پسنديدم

اگر از دست من در خلوت خود گريه ای کردی

 اگر بد کردم وهرگز به روی خود نياوردی

اگر زخمی چشيدی گاهگاهي از زبان من

 اگر رنجيده خاطر گشتی از لحن بيان من

گناهم را ببخش گناهم را ببخش

مرا ببخش

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 23:42  توسط عاشقانه ها | 

 

هر وقت كه بارون ميزنه (يگانه & چاوشي)

***************

گفتم كه رفتنت يه روز قاب دلم رو ميشكنه

 گفتي كه اين بخته تو بود تقدير تو شكستنه

هر وقت كه بارون ميزنه تو رو كنارم ميبينم

حس ميكنم پيش مني هنوزم عاشق ترينم

*******

گفتم بمون اون روز مياد غصه هامون تموم ميشه

 گفتي اگه با هم باشيم لحظه هامون حروم ميشه

هر وقت كه بارون ميزنه تو رو كنارم ميبينم

حس ميكنم پيش مني هنوزم عاشق ترينم

*******

وقتي رفتي همه دنيا رو سرم انگاري خراب شدو دلم شكست

ساز من زانوي غم بغل گرفت رفتي كز كرد گوشه ي اطاق نشست

*******

هر وقت كه بارون ميزنه تو رو كنارم ميبينم

 حس ميكنم پيش مني هنوزم عاشق ترينم

*******

از وقتي رفتي هيچ كسي هم دردوهم رازم نشد

هيچ كسي حتي يه دفعه هم غصه يه سازم نشد

رفتي ولي بدون هنوز عاشقتم تا پاي جون

 دله بهاريم عاشقه چه تو بهار چه تو خزون

*******

هر وقت كه بارون ميزنه تو رو كنارم ميبينم

 حس ميكنم پيش مني هنوزم عاشق ترينم

 

***************

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 23:22  توسط عاشقانه ها | 
 

میدونی برای یه جوون ۱۸ ـ ۱۹ ساله ۹ ساله عاشقی یعنی چی؟

اگر در قسمت جملات شاعرانه این وبلاگ خونده باشید که میگه :

 گفت روزی بزرگ میشوم و. . . . . . . . .

واقعا من در این ۹ سال به اندازه ی ۲۰ سال بزرگ شدم .

الان تفاوت خودم رو با افراد هم سن و سال خودم درک میکنم.

 تمام اونها در فکر رفیق بازی و پارتی . . . .  این جور چیزا هستند.

ما من با ۲ ـ ۳  تا از رفیقام که با هم همدلیم وهمگی ته دلمون

یکی رو دوست داریم ، تصمیم گرفتیم که حتما تا قبل از سربازی

 یه سرمایه ای جور کنیم.

باورت هم نمیشه هیچ کدوم از هم سن و سال هایه من که میشناسمشون ،

 حتی به کار فکر هم نکردن چه برسه به کار کردن

. چون انگیزه ای ندارن .

من از الآن فکر آسایش اونم چون اگر کسی رو دوست داری ،

باید رفاه و آسایش اونو هم بخوای و به عقاید اون احترام بگذاری.

عشق چیز غریبیه .اولش قلقلکت میده ، بعدش ازش خوشت میاد ،

 وسطاش دیگه از دستش خسته میشی .

اما من حالا یگه نفس عاشق بودن رو دوست دارم.

یعنی عاشق  عاشقیم .   میدونی یعنی چی؟ 

من همین دودلی ، همین دوست داشتن و عاشق بودن رو دوست دارم.

حتی تصور یک لحظه فارق از عشق بودن برام سخته .

 یکی از رفیقام  میگفت:

مجید من تمام کارهایی که میکنم برایه اونه باورت نمیشه

 حتی آیکون هایه کامپیوترم رو (چون اون از گربه خوشش میاد)

 همه رو شکل گربه کردم . این جمله خیلی معنی داره.

حالا فکر کنید تمام این کارهارو روزی از شما بگیرند ، دیگه اون موقع

 هویت عاشقی نداری.

پس چی داری؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 9:41  توسط عاشقانه ها | 

                                       

I Love You

با تشکر از وبلاگ خواندنی هایه شیرین

از اینکه از وبلاگه من بازدید کردید متشکرم.

با توجه به نظرات شما هم به صورت کتبی و هم دوستان به صورت حضوری،

بر من اشکار شد که شما عزیزان از مطالب و داستان هایه کوتاهه این وبلاگ

  نسبت به بقیه مطالب، بیشتر لذت بردید.

به همین دلیل بنده از این به بعد با قرار دادن داستان هایه کوتاه ،

جهت جلب نظر شما فعالیت خواهم کرد. پس من رو در بهتر شدن داستان ها،

 با نظراته گران بهایتان یاری کنید.

برایه همین در ادامه یه این مطلب داستان کوتاهی هم قرار دادم امید وارم که لذت ببرید.

ممنونم.


نمیدونم چرا امشب هوایه اطاقم گرم نمیشه؟!!

روی پوستم احساس خارش خفیفی از سرما میکردم.رفتم دم بخاری و. . . . . . . . .

برف و سرما

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1384ساعت 15:38  توسط عاشقانه ها | 

. . . . . عشق . . . . .

. . . . عشقه. . . .

 

تو اون سرمایه طاقت فرسای زمستونی،دیگه داشتم کلافه میشدم.

از رو صندلیم بلند شدم که صدای قز صندلی مثل ناقوس مرگ در

گوشم یچید.ایستادم و زیپ پالتو مو بالا کشیدم.

دستامو تو جیبم فرو بردم ورفتم کنار بخاری نفت سوز گوشه ی اطاق

که گاه گاهی هم تق تق صدا میداد ایستادم .دستامو از تو جیبم در اوردم،

و گرفتم رو بخاری تا گرم بشه. تو همین حال وهوا بودم که صدایه

 هم همه ی بچه ها تو خیابون سکوته اطاقم رو شکست.

رفتم دم پنجره ببینم بالاخره بچه ها از مدرسه تعطیل شدن یا نه؟!!

پنجره بخار کرده بود.چیزی معلوم نبود.آروم دستگیره ی پنجره رو گرفتم

و باز کردم که دوباره همون صدایه قز اومد اما این بار از پنجره بود.

دلم حری ریخت پایین.باد سردی میومد.

بین اون همه دختر معلوم نبود که کدومه،اما یکدفعه چشمم بهش افتاد

همیشه از پای دیوار خونه یه ما رد میشد.

یه شاخه رز سرخ

عشق و جنون

 رو مثل دل خودم به جلویه پاش انداختم.

خم شد و آروم گل رو برداشت، نیم نگاهی به من انداخت و

با حرکت لبهای خود بدون اینکه صدائی از گلویش خارج بشه گفت:

مرسی.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1384ساعت 13:37  توسط عاشقانه ها | 

داريوش اقبالي 

عشق ( داریوش )

***************

عــــشق به شکل پرواز پرندس     عــــشق خواب یه آهویه روندس

مــــن زائری تشنه زیرباران     عــــشق چشمه آبی اما کشندس

من میمیرم از این آب مسموم

اما اون که مرده ازعشق تا قیامت هر لحظه زندس

من میمیرم از این آب مسموم

مرگ عاشق عین بودن اوج پرواز یه پرندس

 

*********

تو که معنایه عشقی به من معنا بده ای یار

 دروغ این صدا رو به گور قصه ها بسپار

صدا کن اسممو از عمق شب از لب دیوار

برای زنده بودن دلیل آخرینم باش

 منم من بذر فریاد خاک خوب سرزمینم باش

طلوع صادق عصیان من بیداریم باش

**********

عــــشق گذشتن از مرز وجوده      مــــرگ آغاز راه قصه بوده

مــــن راهی شدم نگو که زوده

 اون کسی که سر سپرده مثل ما عاشق نبوده

مــــن راهی شدم نگو که زوده

 اما اون که عاشقونه جون سپرده هرگز نمرده

 

***************

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 15:15  توسط عاشقانه ها | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
كوهها با اولين سنگها
دريا با اولين قطرات
ومن با اولين نگاه تو آغاز شدم

پس به نام آغاز گر عشق . . . .

جای خالی که هیچ گاه پر نشد
تاریکی چشمانم با روشنایی تو نور می گیرد .
پس بیا و روشنایی دید گانم باش

با سلام
به علت تعدد مطالب در وبلاگ و
در نتیجه سنگینی وبلاگ ، مطالب
قبلی را وارد آرشیو کردم برای
ملاحظه آنها به قسمت آرشیو
مراجعه کنید .

سر به آرشیو هم بزن بد نیست

mariachi jr

نوشته های پیشین
مرداد 1392
اردیبهشت 1392
اردیبهشت 1391
آبان 1390
شهریور 1389
بهمن 1387
مرداد 1387
آذر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آرشیو موضوعی
عشق
جملات شاعرانه
تدریس گیتار
موسیقی
نرم افزار و اهنگ و . .
متن شعر خوانندگان
آکورد ها و شعر های روز
پیوندها
ولی عصر (عج)
بارانی باش
کانون مدرسان (آموزشکاه زبان ، موسیقی ، کامپیوتر)
موسیقی
تصور کن
قریه
دریایه عشق
کلبه عشق
سایت میزبان (host) عکس های شما
شله قلمکار (عشق،زندگی)
دونوازان
عشق خداوند من
سایت 30 مگا بايتي براي آپلود فايل ها
شعله شمع
داداش جواد ( عارفانه )
وبلاگي پر از موضوعات جالب و مفرح
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

مجيد سلطاني